عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )
29
جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )
سنّ شهرى كوچك است بر دجله در بالاى تكريت . « 1 » و دو موضع را در آن نواحى سن گويند . يكى « 2 » ميان رها « 3 » و آمد واقع است ؛ و ديگرى اين كه بالاى تكريت « 4 » است . آب « 5 » و بستان « 6 » بسيار دارد ؛ و قلعهاى محكم داشته است « 7 » اشرف بن عادل خراب كرد . « 8 » ميان « 9 » ( سن ) « 10 » و حديثه ده فرسنگ است . تكريت آخر شهرهاى جزيره است ( و ) « 11 » بعد از آن داخل عراق است . بر غربى دجله واقع شده « 12 » ؛ و در جنوب تكريت « 13 » و شرق آن ، نهر اسحاقى « 14 » است كه در ايام متوكّل ، اسحاق بن ابراهيم كه صاحب شرط « 15 » ابراهيم بود حفر كرده است . و اين نهر اول حد سواد عراق است از جانب شمال . و از تكريت « 16 » به موصل شش روزه راه است . و در نزديك تكريت « 17 » نهرى ديگر است كه سواد سامره را آب مىدهد تا نزديك بغداد كه آن را دجيل مىخوانند . و اين تكريت را به تكريت كه بنت « 18 » وايل بوده است [ باز خوانند ] « 19 » . و قلعهء تكريت را شاپور بن اردشير بنياد نهاد « 20 » ( امّا حالا خراب است . چنين گويند كه شاپور بن اردشير ) « 21 » چون « 22 » بدان موضع رسيد ، آن را صلاحيت آن ديد كه آنجا قلعهاى محكم مىتوان ساخت . مىخواست كه ميان فارس كه دار الملك او بود و روم ، قلاع حصين باشد ؛ كه از لشكر روم متوهّم بود كه ناگاه مبادا « 23 » به بلاد فارس در آيند . به « 24 »
--> ( 1 ) اساس ، با ، گ خوانده نشد . مو : تكريب . ( 2 ) همهء نسخهها جز مل : سن يكى . ( 3 ) مو : دها . ( 4 ) اساس ، گ خوانده نشد . با ، مكريت . مو : تكريب . ( 5 ) با : و آب . ( 6 ) با ندارد . ( 7 ) فقط در اساس . ( 8 ) اساس : كرده . ( 9 ) مو : و ميان . ( 10 ) اساس ندارد . مو : و . ( 11 ) اساس ندارد . ( 12 ) مو : شده است . ( 13 ) اساس بدون نقط . مو : تكريب . ( 14 ) با : اسحاق . ( 15 ) با : شروط . ( 16 ) اساس بدون نقط . مو : نكريب . ( 17 ) اساس خوانده نشد . مو : تكريب . ( 18 ) با . بيت . ( 19 ) با ندارد . ( 20 ) همهء نسخهها جز اساس : نهاده است . ( 21 ) اين عبارت را اساس ندارد . ( 22 ) فقط در اساس . ( 23 ) همهء نسخهها جز اساس : ناگاه بغتة . ( 24 ) مو ندارد .